تکان خوردن معنی انگلیسی budge flap jolt judder quicken shift waggle wave واژههای انگلیسی با این معنی shog تکان خوردن، تکان دادن. nyctitropic در شب تکان خوردن، شب گرد waggle جنباندن، تکان خوردن، تکان دادن wince خود راعقب کشيدن، تکان خوردن، رميدن quake لرزيدن، تکان خوردن popple اين سو ي ان سوغلتيدن، تکان زياد خوردن، غلت budge يکجورپوست بره، تکان (جزئي) خوردن jolt تکان دادن، دست انداز داشتن، تکان خوردن hotch (اسکاتلند) لوليدن، بيقراري کردن، تکان خوردن wag جنباندن، تکان دادن، تکان خوردن twinkle چشمک زدن، برق برق زدن، تکان تکان خوردن shimmey (چرخ وسيله نقليه) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن (اتومبيل). vibrate جنبيدن، نوسان کردن، لرزيدن twitch ناگهان کشيدن، جمع شدن، بهم کشيده شدن jumble کيک کوچک شبيه حلقه، درهم اميختگي، شلوغي joggle بند، بريدگي اجر و امثال ان براي جلوگيري از لغزش، تيزي يا شکاف اجر و چوب و غيره jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو