تکرار کردن معنی انگلیسی double duplicate echo reduplicate rehash reiterate renew repeat replicate restate واژههای انگلیسی با این معنی iterate تکرار کردن، دوباره گفتن، باز گفتن ingeminate باز گو کردن، تکرار کردن، مکر ر کردن repeat بازگو کردن، دوباره گفتن، تکرار کردن inculcate فرو کردن، جايگير ساختن، تلقين کردن reawaken تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن reintroduced تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن reinvigorated تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن renew تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن practicing (practice=) مشق، ورزش، تمرين practise (practice=) مشق، ورزش، تمرين backtell ابلاغ دستورات رسيده از رده بالا، رله کردن دستورات، تکرار فرامين