جاه معنی انگلیسی elevation station status واژههای انگلیسی با این معنی ambitious جاه طلب، بلندهمت، ارزومند greedy of horours جاه طلب social climber جاه طلب. cesspool جاه مستراح، چاه مبال thirst FOR GLORY ارزوي جاه وجلال dignities بزرگي، جاه، شان dignity بزرگي، جاه، شان ambition بلندهمتي، جاه طلبي، ميل رسيدن بجاه وبلندي bey بيک، عنوان حاکي از جاه و مقام pomp شکوه، تجمل، جاه و جلال position مقام، شان، رتبه haughtier مغرور، باد درسر، متکبر haughtiest مغرور، باد درسر، متکبر haughty مغرور، باد درسر، متکبر ladies بانو، خانم، زن lady بانو، خانم، زن pride ful مغرور، باد درسر، تکبراميز haughtiness غرور، تکبر، باد haught مغرور، باد درسر، متکبر