جریمه معنی انگلیسی amercement fine forfeit forfeiture infliction mulct penalization penalty واژههای انگلیسی با این معنی fine جريمه، تاوان، غرامت forfeit جريمه، تاوان، ضبط شده amercement جريمه، عمل جرم کردن response cost جريمه mulct جريمه کردن finable جريمه بردار، جريمه دار، محکوم بدادن جريمه amerceable جريمه بردار، سزاوارجريمه ياتنبيه liable to fine مشمول جريمه forfeitable مستوجب جريمه، قابل مجازات amerce جريمه (نقدي) کردن، تنبيه کردن، تاديب کردن penalty clause ماده يا بند جريمه misconduct penalty جريمه 10 دقيقه اخراج liquidated damages پرداختن جريمه جهت فسخ قرارداد scot ant lot (انگليس - م.م.) جريمه ياماليات دسته جمعي، کاملا. condemn محکوم کردن، جريمه کردن، مقصرکردن forfoitable ضبط شدني، جريمه بردار، از دست دادني pecuniary punishment مجازات نقدي، سياست نقدي، جريمه penalize جزائي شمردن، کيفري قلمدادکردن، جريمه کردن penalties جزا، کيفر، مجازات penalty جزا، کيفر، مجازات punish تنبيه کردن، کيفردادن، مجازات کردن assess تشخيص دادن، تعيين کردن، ماليات بستن بر court of record دادگاهي که پرونده و سوابق دعاوي مطروحه، را حفظ مي کند، در CL فقط اينگونه محاکم حق صدور حکم forfeiture از دست دادگي، فقدان، زيان