جستن
معنی انگلیسی
find leap search spring
واژههای انگلیسی با این معنی
- jump جستن، پريدن، خيز زدن
- overleap جستن از، جستن از روي، ول کردن
- take off جستن گاه، پرشگاه، کاريکاتورتقليد
- overtop برتري جستن از، فائق آمدن بر، عقب گذاشتن
- rebound دوباره بجاي خود جستن، بحال نخستين برگشتن، پس زدن برگشتن
- view halloo فرياد شکارچي پس از مشاهده بيرون جستن، روباه از پناهگاه
- scoot بسرعت ومثل تير شهاب رفتن، جستن، سرعت داشتن
- skip جست وخيز کزدن، جستن، پريدن
- skippingly جست وخيز کزدن، جستن، پريدن
- curvet جست، جستن، پرش
- bounce بالاجستن، پس جستن، پريدن
- bouncily بالاجستن، پس جستن، پريدن
- bounciness بالاجستن، پس جستن، پريدن
- resile برگشتن، پس جستن، مرتجع شدن
- predominate مسلط بودن (ياشدن)، تفوق جستن، برجسته بودن
- outguess در حدس و گمان برتري داشتن بر، سبقت جستن.
- outdo پيش افتادن از، پيشي جستن از، بهتر انجام دادن از
- outdone پيش افتادن از، پيشي جستن از، بهتر انجام دادن از
- outbalance سنگين تر بودن از، پيشي جستن از، سبقت جستن از
- outvie پيش بردن از، برتري جستن از
- outdistance عقب گذاشتن، جلو افتادن از پيشي جستن از
- overjump نسبت به نيروي خود زياد پريدن، بيش از اندازه نيروي خود جستن
- isolationism انزوا طلبي، سياست مبتني بر کناره گيري و دوري جستن، از جريانات سياسي جهان و نيز قطع رابطه
- assist همدستي کردن، ياري کردن، شرکت جستن