جمع کل معنی انگلیسی gross sum total totality واژههای انگلیسی با این معنی sum total جمع کل sun t. جمع کل hash totals جمع هاي کل batch total جمع کل دسته hash total جمع کل درهم program aircraft جمع کل هواپيماهاي موجود يک کشور، (فعال و در احتياط) net obligations تعهدات کلي، جمع کل تعهدات entirenss تماميت، تمامي، جمع کل subtotal زيرکل، جمع جزء.، جمع زدن به صورت بخشي از جمع کل در آوردن