خالی از
معنی انگلیسی
devoid
واژههای انگلیسی با این معنی
- free from backlash خالي از لقي، بدون لقي
- free form defects خالي از خطا، بي خطا
- free from slip خالي از لغزش، بدون لغزش
- fair minded خالي از اغراض.
- shirk شانه خالي کردن از، از زيز (کاري) در رفتن، روي گرداندن از
- unpeople خالي از سکنه کردن.
- voidance محل خالي براي استفاده از درآمد کليسايي، اخراج، دفع
- azoic فاقد نشان زندگي، خالي از حيات
- walk out on ترک گفتن، خالي از سکنه کردن، قال گذاشتن.
- lyophilization خشک کردن چيزي بوسيله منجمد کردن ان در، لوله هي خالي از هوا.
- terseness ايجاز، اختصار، خالي بودن از شاخ و برگ
- unpretentious نامتظاهر، فروتن، محقر
- lie down استراحت کردن، استراحت کوتاه، تسامح کردن
- ungraceful عاري از متانت، نازيبا، نامطبوع
- void تهي، خالي، بي متصدي
- vacate خالي کردن، تهي کردن، تخليه کردن
- mackerel ماهي خال خالي، ماهي اسقومري که از واژه يوناني گرفته شده، است
- malinger سربازياملواني که خود را بناخوشي ميزند و از، زير کار شانه خالي ميکند
- miss از دست دادن، از دست رهاکردن، نگرفتن
- gut روده، تنگه، گردنه
- wreak کينه جويي کردن (از)، تلافي کردن، دراوردن
- drain اب کشيدن از، خشک انداختن، خالي کردن
- eviscerate روده دراوردن از، شکم دريدن، تهي کردن
- deflate باد (چيزي را) خالي کردن، از باد تهي کردن