خرت خرت معنی انگلیسی rasp squeal واژههای انگلیسی با این معنی kickshaw خرت وپرت، خوراک خوش مزه، بازيچه odds and ends خرت و پرت، تکه وپاره، چيز tchotchke خرت و پرت lumber room انبار خرت وپرت، پشتک fripperies خرده ريز، خرت، پرت frippery خرده ريز، خرت، پرت doodad زيورآلات ارزان، خرت و پرت، خرمهره fico چيز بي ارزش، خرت و پرت، پشيز bric a brac اشياء کهنه وعتيقه، خرت وپرت. lumber تير بريده، الوار، خرت و پرت ragbag کيف لباس هاي کهنه و بي مصرف.، آش شله قلمکار، معجون trumperies خرده ريز، سخن مهمل، زرق و برق دار trumpery خرده ريز، سخن مهمل، زرق و برق دار pedlary دوره گردي، دست فروشي، خرده ريز sundry items اقلام متفرقه، وسايل متفرقه، موضوعات متفرقه