خشکیده معنی انگلیسی bone-dry sere واژههای انگلیسی با این معنی wizen خشکيده، چروک شده deadwood شاخه خشکيده mummified موميايي (شده) طب خشکيده hidebound پوست بتن چسبيده، خشکيده، (مج.) کوتاه فکر hide-bound پوست بتن چسبيده، خشکيده، متعصب sear پژمرده، خشکيده، از کارافتاده corky چوب پنبه اي، خشکيده، چوروک dried up چروکيده، خشکيده، پلاسيده . marcid لاغر، خشکيده withered پژوليده، پلا سيده، پژمرده adust سوخته، تفسيده، خشک شده