خطابه معنی انگلیسی discourse lecture oration sermon speech واژههای انگلیسی با این معنی allocution خطابه، سخن، اندرزاميز declaimatory خطابه اي، غلنبه bema سکوي خطابه، سکوي وعظ در کليسا prelection سخن راني، خطابه، درس declaimation نطق، خطابه oratorical نطقي، خطابه اي، وابسته به سخن راني يا نطق prelector سخن ران، خطابه خوان prelect سخن راني کردن، خطابه خواندن، در س گفتن orate نطق کردن، خطابه خواندن oration نطق، سخن راني، خطابه rostra منبر، فراز، کرسي خطابه rostrum منبر، فراز، کرسي خطابه sermon وعظ، موعظه، خطبه discourse سخن راني، مقاله، نطق orator سخن ران، ناطق، خطيب fourteen points اصول چهارده گانه، طرح برنامه اي براي صلح که "وودرو ويلسن "، رئيس جمهور امريکا در 8 ژانويه 1918 ضمن address عنوان، نام و نشان، سرنامه tactfulness عنوان، نام و نشان، سرنامه