خفت معنی انگلیسی abscissa degradation hitch humiliation ignominy knot scandal stigma واژههای انگلیسی با این معنی running knot خفت، گره بند derogatorily خفت اور، رسوايي اور، زيان رساننده derogatory خفت اور، رسوايي اور، زيان رساننده slipknot گره خفت، گره زود گشا، گره متحرک. slip knot گره خفت، گره زود گشا detractory خفت آور towing slip خفت يدک tribulate خفت دادن، ازار کردن. black slip خفت پران screw slip خفت پيچي ringbolt hitching خفت حلقوي rolling hitch گره سه خفت half hitch گره نيم خفت، نيم گره (دريايي) riding slip خفت احتياطي running noose کمند خفت دار devil's claw خفت پنجه ديوي، خفت پنجه اي (دريايي) carpenter stopper خفت کتابي (دريايي) clove hitch بند دو خفت (دريايي)، گره کشتي بان chain stopper خفت زنجيري (دريايي) straitjacket ژاکت ويژه خفت کردن ديوانگان.، هرچيزبازدارنده، بازدار straightjacket ژاکت ويژه خفت کردن ديوانگان. disgrace رسوايي، خفت، ننگ degradation پستي، خفت، درجه کني noose کمند، خفت، دام