خفه
معنی انگلیسی
airless close poky
واژههای انگلیسی با این معنی
- stuffier خفه، دلتنگ کننده، گرفته
- stuffiest خفه، دلتنگ کننده، گرفته
- stuffy خفه، دلتنگ کننده، گرفته
- damper خفه کن، کرکن، نم کن
- suffocate خفه کردن، راه نفس (کسي) را گرفتن، خاموش يا خفه کردن
- smother خفه کردن، فرونشاندن، پنهان کردن
- submission hold خفه کردن، کانستنس يا شکستن دست از مفصل، تا آرنج (جودو)
- shushes خفه کردن، زياد فشردن، خواباندن
- stifle خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن
- strangle خفه کردن، زياد فشردن، خواباندن
- jugulate خفه کردن، کشتن، براي درمان به اقدامات شديد دست زدن
- choke خفه کردن، بستن، مسدودکردن
- shushing خفه کردن، بستن، مسدودکردن
- asphyxiate خفه کردن
- asphyxiator خفه کردن
- asphyxiant خفه کننده، اختناق آور، دعوا ياعامل خناق آور
- muggier گرم و خفه، مرطوب، گرفته
- muggiest گرم و خفه، مرطوب، گرفته
- muggily گرم و خفه، مرطوب، گرفته
- muggy گرم و خفه، مرطوب، گرفته
- suffocative خفه کننده
- choking gas گاز خفه کن، گاز خفه کننده
- noise suppressor صدا خفه کن
- silencer صدا خفه کن