خیره
معنی انگلیسی
intent
واژههای انگلیسی با این معنی
- starring خيره، زننده، برجسته
- agaze خيره، نگران
- obstinate خيره سر، کله شق، سر سخت
- obstinacy خيره سري، سر سختي، کله شقي
- goggle-eyed خيره چشم، خيره نگر، داراي چشمان درشت وغلتنده
- goggle-eye چشم خيره
- dazzle خيره کردن، مبهوت کردن، خيره شدن
- foudroyant خيره کننده، صاعقه انداز، برقي
- gloatingly بانگاه خيره، بانگاه حسرت اميز، ازروي چشم چراني
- gaze خيره نگريستن، چشم دوختن، زل نگاه کردن
- stare خيره نگاه کردن، خيره نگريستن
- glower خيره نگاه کردن، اخم کردن
- gloweringly خيره نگاه کردن، اخم کردن
- stargaze بستاره ها خيره شدن، درعالم تخيل واوهام غرق شدن.، به عالم خواب و خيال فرورفتن
- flare روشنايي خيره کننده ونامنظم، شعله برهنه، خودنمايي کردن
- gawp با دهان باز و به طور احمقانه خيره شدن، مات و احمقانه نگاه کردن
- wild eyed داراي چشمان وحشي و خيره (از غضب يا حيرت).
- gape-seed چيزي که مايه حيرت وموجب خيره نگريستن گرد د، نگاه خيره
- glaring دريده، خيره، شوخ
- mulish چموش، خيره سر، لجوج
- impudent بي شرم، خيره چشم، گستاخ
- pertinacity لجاجت، خيره سري، سرسختي
- raffish هرزه، خيره چشم، شوخ چشم
- daze گيج کردن، خيره کردن، گيجي