خیساندن معنی انگلیسی dunk infusion maceration soak sop steep واژههای انگلیسی با این معنی soak خيساندن، خيس کردن، اغشتن ret خيساندن، نرم کردن، نم کشيدن macerate خيساندن، در آب نرم کردن، لاغر کردن macerator خيساندن، در آب نرم کردن، لاغر کردن rait خيساندن، نرم کردن bdrench خيساندن maceration (عمل) خيساندن، نرم سازي، نفس کشي steeper ظرف براي خيساندن چيزي drench يک خوراک دواي ابکي که بجانوران ميدهند، عمل خيساندن water soak در اب صابون زدن، در اب خيساندن. Mac. = macerare، که لغت لاتين macerate بمعني خيساندن است. infuse ريختن، دم کردن، خيساندن imbrue اغشتن، الودن، ترکردن embrue اغشتن، الودن، تر کردن impregnate آبستن کردن، بارور کردن، اشباع کردن infusion ريزش، القا، تزريق abate تخفيف دادن، کاستن، کم کردن M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو