خیسانده معنی انگلیسی infusion واژههای انگلیسی با این معنی cold infusion خيسانده، اب mash خيسانده سمنوي جو، خيساننده مالت، نواله گرم که پاسبان دهند rose vinegar خيسانده گل سرخ در سرکه sour mash غلات خيسانده براي تهيه مشروبات. sop نان تريد کرده، نان خيسانده، نواله infusion of tobacco اب تنباکو، خيسانده تنباکو wort گياه، جو خيسانده که هنوزتخميرنشده باشد infusion ريزش، القا، تزريق