خیلی زیاد
معنی انگلیسی
perfectly richly
واژههای انگلیسی با این معنی
- raff خيلي زياد، اشغال، تفاله
- lots خيلي زياد، بسيار، فراوان.
- too much (خيلي) زياد، بيش اندازه
- very long برد خيلي زياد، شعاع عمل زياد (بيش از 1500 کيلومتر)
- barrelful مقدار خيلي زياد.
- very high frequency فرکانس خيلي زياد
- very many book کتابهاي خيلي زياد
- immense بي اندازه، خيلي زياد، گزاف
- extreme بي نهايت، خيلي زياد، بيحد
- unsurpassable بي نهايت، خيلي زياد، بيحد
- exorbitant فوق العاده، خيلي زياد، بيش ازحد
- oodles فراوان، خيلي زياد، توده
- oodlins فراوان، خيلي زياد، توده
- enormously بحدافراط، خيلي زياد، بغايت
- hugely زياد، خيلي زياد
- enormous بسيارکلان، بسياربزرگ، خيلي زياد
- superrabundant زياد فراوان، وافر، خيلي زياد
- frightful ترسناک، سهمناک، زننده
- quite کاملا، بکلي، تماما
- terrible ترسناک، هولناک، مخوف
- greatly زياد، بسيار، خيلي
- many چندين، خيلي، بسياري از
- sky high منيع، خيلي بالادر اسمان، در ارتفاع زياد.
- parlous خطرناک، موذي، ناقلا