در پس
معنی انگلیسی
beyond
واژههای انگلیسی با این معنی
- aft در پس کشتي
- backlash پس زني (در ماشين)
- mischief is brewing شيطنتي در پس پرده است
- postexilic وابسته به پس از اسارت در بابل
- slow whistle تاخير داور در سوت زدن پس از خطا
- recalescence پس دادن حرارت فلز در اثر سرد شدن.
- re-issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از يک، بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
- buyer's over حالتي در بازار که پس از فروش تمام کالا، هنور کالاي مربوطه مورد نقاضا ميباشد
- back pressure valve سوپاپ مخصوص ممانعت از پس زنش مايعات در، داخل لوله
- laitance حبابي که پس از بتن ريزي در سطح بتن ظاهر، ميشود و باعث متخلخل شدن سطح بتن ميگردد
- eastern roll شيوه قيچي در پرش ارتفاع با غلطيدن پس از، عبور از ميله و فرود روي پا
- L.O.A = left occipitoanterior، وضع پس سر بطرف جلو و چپ (در جنين).
- L.O.P. = left occipitoposterior، وضعيت پس سري عقبي و بطرف چپ(در جنين).
- persistent offender مجرم مصر به تکرار جرم، در CL هر گاه کسي پس از رسيدن به 21 سال، سه بار مرتکب جرايمي که مجازاتشان حبس
- estate by curtesy ميراث قانوني زوج، در CL قسمتي از اموال زوجه است که پس از، فوتش به طريق عمري به زوج به زوج منتقل
- alpenglow نور سرخفامي که معمولا پيش از برآمدن و، پس از غروب خورشيد در قله ي کوه هاي بلند، نمايان ميشود
- escrow سند اماني، سند اماني با محتوي مشروط، در CL عبارت است از سندي که طرفين پس از
- tenant by sufference متصرف با رضايت ضمني مالک، هر گاه کسي ملکي را با عنوان و سمت، قانوني در تصرف داشته باشد و پس از زوال
- latchkey کليد درخانه، کليد کلون در.، وابسته به کودکاني که پس از آمدن از مدرسه در
- parfait پس خوراک خامه و تخم مرغ و شيره و غيره که، بهم ميآميزند و يخ ميزنند و در گيلاس، باريک و پايه کوتاهي سرو ميکنند
- UBI. = ultraviolet blood irradiation، پرتوافکني ماوراء بنفش بر خون، درماني است که در آن
- backstage عقب صحنه، پس صحنه، وابسته به زندگي هنرپيشگي
- vol. = volume، حجم.، حجم خون
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory