درخواست کردن از معنی انگلیسی apply واژههای انگلیسی با این معنی entreat درخواست کردن (از)، التماس کردن (به)، لابه کردن (به) entreatment درخواست کردن (از)، التماس کردن (به)، لابه کردن (به) conjure التماس کردن به، درخواست کردن از besought التماس کردن به، استدعاکردن يا درخواست کردن از implead دادخواست دادن، عرضحال دادن، دفاع کردن. beg خواهش کردن (از)، خواستن، گدايي کردن supplicant درخواست کردن، التماس کردن (به)، استدعا کردن (از) oversubscribe بيش از حد يا موجودي درخواست خريد چيزي را، کردن