درهم آمیختن معنی انگلیسی merge واژههای انگلیسی با این معنی conflate درهم آميختن، تلفيق کردن conjugate صرف کردن - باهم جفت شدن - درهم آميختن conjugative صرف کردن - باهم جفت شدن - درهم آميختن conjugator صرف کردن - باهم جفت شدن - درهم آميختن admixed آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن commixed آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن intermixed آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن mix آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن mixible آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو