دسته شدن معنی انگلیسی herd cluster واژههای انگلیسی با این معنی precent سر دسته شدن gam دسته اي ازبال ياماهي يونس، دسته شدن، ديدني کردن (ازکشتيديگر) band بند و زنجير، تسمه يا بند مخصوص محکم کردن، نوار bloc بنداوردن، انسداد، جعبه قرقره autoexec-bat در DOS يک فايل دسته اي است که هنگام روشن، شدن کامپيوتر يا شروع مجدد کار دستگاه، فعال مي شود assort جور کردن، دسته (بندي) کردن، جور شدن group دسته، گروه، طبقه