دستگیره معنی انگلیسی eye handhold handle handrail hold pull purchase واژههای انگلیسی با این معنی handhold دستگيره potholder دستگيره door latch دستگيره در، کلون در، چفت فنري doorknob دستگيره در، چفت. carrier handle دستگيره حمل، دسته حمل operating handle دستگيره عامل، دستگيره کولاس lever handle دستگيره اهرم star handle دستگيره گردان knurled handle دستگيره آج دار salvo latch چفت دستگيره کولاس، چفت کولاس throttle twist-grip دستگيره موتور گازي inside door handle دستگيره داخل درب اتومبيل understrung فاصله زه تا دستگيره کمان butt ring حلقه نزديک دستگيره چوب ماهيگيري throttleman متصدي دستگيره سرعت ناو (دريايي) kylix جام شراب داراي دو دستگيره و پايه ي بلند winch دسته محور، دستگيره، چرخ maulstick زير دستي، دستگيره، تکيه دست holdfast گير، دستگيره، بند cesta راکت سبدي، دستگيره safety lever اهرم ضامن، دستگيره ضامن shipfitter نجار کشتي، تخته گذار کشتي، ملوان متصدي براق کردن دستگيره هاي برنجي operating lever اهرم گرداننده، اهرم عامل، اهرم کولاس firing lever اهرم چکاننده، ضارب، چکش ضارب