دل سخت معنی انگلیسی hardhearted inhumane obdurate واژههای انگلیسی با این معنی relentless سخت دل، سنگدل، نرم نشدني obdurate سخت دل، بي عاطفه، سر سخت hard-hearted سخت دل، سنگدل، دل سخت hardhearted سنگدل، دل سخت. remorseless بيرحم، سخت دل، سنگدل irrepentant سر سخت، سخت دل، غير تائب impiteous بيرحم، سخت دل، بيرحمانه pitiless بيرحم، سخت دل، ناشي از سخت دلي dispiteous بيرحم، سخت دل، بيرحمانه nether millstone سنگ زيرين آسياب، آسياسنگ زيرين، دل سخت impenitent لجوج در گناه کاري، سرسخت، سخت دل merciless بيرحم، بي گذشت، سخت دل implacable نرم نشدني، سخت، کينه دار deplorably بطور رقت انگيز، چنانکه دل رابسوزاند، سخت