دوباره معنی انگلیسی afresh again anew re- over new واژههای انگلیسی با این معنی again دوباره، باز، يکبار ديگر encore دوباره، باز، چيزتکرارشده de novo دوباره، از ابتدا once more دوباره، بار ديگر bis دوباره twice born دوباره زاد، تجسم ثانوي، تولد تازه روحاني يافته . fox message پيام دوباره re-construction دوباره سازي readjustment تنظيم دوباره، باز ساماني، تجديد تعادل retake دوباره گرفتن، دوباره به دست آوردن، دوباره تسخير کردن redial دوباره گرفتن، شماره گرفتن، دکمه ي خودکار براي دوباره گيري تلفن rehear دوباره شنيدن، تجديد نظرکردن در re-count دوباره شمردن، از سر شمردن second check بررسي دوباره، بررسي نهايي re-edify دوباره ساختن، تجديد کردن reedify دوباره ساختن، تجديد کردن. digamy عروسي دوباره plerosis دوباره پرشدن repeated test آزمون دوباره rewrite دوباره نوشتن rewritten دوباره نوشتن rewrote دوباره نوشتن reseat دوباره نشاندن، در جاي ديگر نشاندن، نشيمنگاه تازه دادن reinstate دوباره گماشتن، برگرداندن، دوباره برقرارکردن