دیکشنری فارسی

retake

UKriːteik US'ri:'teık

معنی فارسی

دوباره گرفتن ، دوباره به دست آوردن

دوباره تسخير کردن ، پس گرفتن

دوباره عکس گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē tāk´, rē´tāk´/n., vt.

● دوباره گرفتن، دوباره به دست آوردن

● دوباره تسخیر کردن، پس گرفتن

the Russians retook Smolensk from the Germans

روسها اسمولنسک را از آلمان‌ها پس گرفتند.

● دوباره عکس گرفتن

● بازگیری، گرفتن مجدد (شهر یا عکس و غیره)

● (فیلم یا صحنه و غیره) عکس‌برداری شده، آماده برای فیلمبرداری یا عکس برداری

تعریف انگلیسی

verb
  1. a shot or scene that is photographed again
  2. take back by force, as after a battle “The military forces managed to recapture the fort” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something from somebody”
  3. capture again “recapture the escaped prisoner” “Somebody ----s somebody”
  4. photograph again “Please retake that scene” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره گرفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن