reassume
USrıə'su:m
معنی فارسی
از سر گرفتن دنبال کردن دوباره بدست آوردن دوباره آغاز کردن
مترادفها
verb active
Resume, take again.
از سر گرفتن دنبال کردن دوباره بدست آوردن دوباره آغاز کردن
verb active
Resume, take again.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن