reoccupy معنی فارسی از سر گرفتن دنبال کردن دوباره بدست آوردن دوباره آغاز کردن واژههای دیگر با معنی «از سر گرفتن» reassume از سر گرفتن، دنبال کردن، دوباره بدست آوردن resume از سر گرفتن، دنبال کردن، دوباره بدست آوردن rejuvenate دوباره جوان کردن، دوباره جوان شدن، جواني از سر گرفتن rejuveoize دوباره جوان کردن، دوباره جوان شدن، جواني از سر گرفتن reawaken تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن reintroduced تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن reinvigorated تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن renew تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن iterate تکرار کردن، دوباره گفتن، باز گفتن repeat بازگو کردن، دوباره گفتن، تکرار کردن