دونده
معنی انگلیسی
runner
واژههای انگلیسی با این معنی
- runner دونده، شخص يا اسبي که در مسابقه دو شرکت مي کند، پادو
- running دونده، روان، جاري
- dashman دونده سرعت
- front runner دونده پيشتاز
- distance man دونده استقامت
- distance runner دونده استقامت
- road racer دونده ماراتون
- metric miler دونده دو 1500 متر
- orienteer دونده دو صحرانوردي
- intermediate hurdler دونده دو 400 متر با مانع
- jogger دونده با گامهاي آهسته و منظم
- sanshifter واژه توهين آميز براي نفر دونده جلويي
- underdistance روش تمريني دونده در مسافتي کمتر از معمول، مسابقه براي ازدياد سرعت
- serpiginous دچار زرد زخم، دونده، جابجا شونده
- fb مخفف : فول بک، دونده
- runny متمايل بدويدن، دونده .
- marathoner شرکت کننده ماراتون، دونده دو ماراتون
- block the plate موضع گرفتن در خط پايگاه براي بيرون کردن، و سوزاندن دونده با تماس توپ (بيس بال)
- anchorman سردسته، رئيس گروه، دونده ي آخر
- confluent باهم جاري شونده، بهم برخورنده، متلاقي