دژبان معنی انگلیسی military police واژههای انگلیسی با این معنی red-cap دژبان، باربرايتگاه راه اهن picket guard دژبان، پاسبان اردوگاه military police دژبان. shore patrol دژبان ساحلي، انتظامات ساحلي يا گشتي ساحلي ship's corporal دژبان دريايي air police دژبان نيروي هوايي. armed forces police دژبان نيروهاي مسلح redcap باربر ايستگاه راه آهن، دژبان، پليس نظامي castellan حاکم قصر، دژبان، افسر فرمانده قصر. castle-ward پاسبان دژياقلعه، دژبان picquet ميخچه، چوب پرچين، چوب نوک تيز disciplinary barracks زندان انضباطي، ندامتگاه، بازداشتگاه نظامي picket ميخ چوبي، ميخچه، چوب نوک تيز officer افسر، صاحب منصب، عضو هيئت رئيسه