ذکر کردن معنی انگلیسی allude cite mention notice put raise say state tell utter واژههای انگلیسی با این معنی adduse ذکر کردن، گفتن، اوردن backdate تاريخ قبل از تاريخ واقعي را ذکر کردن Ming بخاطراوردن، ذکر کردن، مخلوط کردن. particularize يکايک برشمردن، جداگانه ذکر کردن، بتفصيل شرح دادن byline سطر زير عنوان مقاله، نام نويسنده را ذکر کردن specifies معين کردن، تعيين کردن، ذکر کردن specify معين کردن، تعيين کردن، ذکر کردن adduee اقامه کردن، آوردن، ذکر کردن mention ذکر، اشاره، ذکر کردن adduce قابل اقامه، قابل ارائه، اقامه دليل کردن dateline محل تاريخ گذاري، تاريخ گذاري.، رجوع شود به international date line blurb اعلان يا آگهي تعريف آميز، شرح غلو آميز کتاب يا نويسنده را بر پوشش، کتاب چاپ کردن يا account (.vt.& vi): شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن calebrate بجا آوردن مراسم، با تشريفات انجام دادن، مشهور کردن clepe کسي را به اسم صدا کردن، داد زدن.، با ذکر نام صدا زدن codress procedure روش ذکر گيرندگان به صورت رمزي، روش رمز کردن کليه پيام