راجع
معنی انگلیسی
return
واژههای انگلیسی با این معنی
- respecting راجع به، در خصوص، درباره
- apropos of راجع به، نسبت به
- bestiary رساله يامقاله راجع بحيوانات.
- ufology بررسي شايعات راجع به بشقابهاي پرنده، بشقابپرنده شناسي
- actinochemistry مبحث دانش شيمي راجع به نيروي خورشيد.
- recurrent برگردنده، راجع، دورزننده
- recurring دور زننده، راجع، برگرديده
- pertianing وابسته، راجع
- on روي، راجع به، در موضوع
- concerning درباره، راجع به، درخصوص
- regarding در باره، راجع به
- pertian مربوط بودن، راجع بودن
- peronality شخصيت، انتقادات راجع به شخصيت
- real action دعوي غير منقول، دعوي راجع به اموال غير منقول
- referent اشاره اي، اشاره دار، راجع
- pertaining وابسته، مربوط، راجع
- pertain وايسته بودن، مربوط بودن، راجع بودن
- impute نسبت دادن، بستن، اسناد کردن
- tuch لمس کردن، تماس دادن با، متاثر کردن
- united nations organization سازمان ملل متحد، سازمان جهاني که در تاريخ 24 اکتبر 1945، در واقع به عنوان نتيجه قهري جنگ و
- refer مراجع کردن، رجوع کردن، اشاره کردن
- yalta conference کنفرانس يالتا، کنفرانسي که به سال 1945 در يالتا واقع، در شبه جزيره کريمه با شرکت روزولت
- relative نسبي، متناسب، مطابق
- about درباره، گرداگرد، پيرامون