رسد
معنی انگلیسی
ratio
واژههای انگلیسی با این معنی
- still little چه رسد، تا چه رسد (هنگامي که درجه کمتري مقصود باشد)
- much little چه رسد، هنگامي که درجه کمتري مقصود باشد
- wingman معاون رسد هوايي
- mess steward رئيس رسد غذاخوري، سرآشپز، آشپز
- semble چنين به نظر مي رسد
- scout master در پيشاهنگي :سر رسد
- section leader فرمانده رسد يا جوخه
- air section رسد هوايي (چهار هواپيما)
- platoon دسته، رسد
- bunker fuel سوخت يا گازوييلي که به مصرف خود کشتي، مي رسد
- gun section يک قبضه توپ با نفرات، رسد توپ
- base section بخش آماد لجستيکي منطقه جلو، رسد مبنا، قسمت پايه
- inspectorate هئيت بازرسان، رسد باني، بخشي که بدست رسدباني سپرده شده باشد
- section chief رئيس قبضه، فرمانده رسد، فرمانده قبضه (توپخانه)
- aircraft section قسمت هواپيمايي، رسد هواپيمايي
- layer depth عمق لايه اول آب دريا (دريايي) که در آن، سرعت صوت به حداکثر مي رسد
- forward chaining روش استدلال مبتني بر وقايع که از شرايط، شناخته شده به هدف مطلوب مي رسد، زنجيره پيشرو
- dark bulb نوعي لامپ اشعه کاتدي که هنگام خاموش بودن، سياه بنظر مي رسد و به تصاوير ويدئويي، وضوح خوبي مي دهد
- operations detachment قسمت مسئول عمليات، عنصر عمليات، رسد عمليات
- trial attorney وکيل محاکمه، وکيلي که تخصص او در دفاع است و کمتر به، امور دفتري مي رسد
- inspector بازرس، تفتيش، بازديد کننده
- estate by curtesy ميراث قانوني زوج، در CL قسمتي از اموال زوجه است که پس از، فوتش به طريق عمري به زوج به زوج منتقل
- loss leader کالايي که با قيمت پايين (با ضرر) بفروش، ميرسد، کالايي که به منظور جلب توجه مشتري
- vol. = volume، حجم.، حجم خون