دیکشنری فارسی

platoon

UKplətuːn USplə'tu:n

معنی فارسی

دسته رسد

معنی کامل و مثال‌ها

/plǝ tōōn´/n., vt., vi.

● (ارتش) دسته (که شامل دو یا چند جوخه squad است و فرماندهی آن به عهده‌ی یک ستوان است)

● دسته‌ی کوچک، گروهه

a platoon of police

یک دسته پلیس

● (ورزش) بخشی از تیم (مثلا بازیکنان دفاعی در فوتبال امریکایی)

● (ارتش) به دسته تقسیم کردن، در دسته قرار دادن

● (ورزش) بازیکن رزرو بودن یا کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a military unit that is a subdivision of a company; usually has a headquarters and two or more squads; usually commanded by a lieutenant
  2. a team of policemen working under the military platoon system
  3. a group of persons who are engaged in a common activity “platoons of tourists poured out of the busses” “the defensive platoon of the football team”

واژه‌های دیگر با معنی «دسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن