رعشه معنی انگلیسی tremble tremor trepidation واژههای انگلیسی با این معنی grue رعشه، زهره ترک amyostasia رعشه tremometer رعشه سنج tremograph رعشه نگار paralysis agitans فلج رعشه اي dystaxia رعشه درماهيچه، رعشه عضلات writer's cramp رعشه دست در نويسندگي paralysis فلج، رعشه، لرزه palsies فلج، رعشه palsy فلج، رعشه frisson هيجان، لرزش، رعشه . jittery وحشت زده و عصبي.، عصبي، رعشه دار trembly لرزان، مرتعش، رعشه دار. trepidation هراس، آشفتگي، لرزش tremor لرزش، تکان، جنبش tremour لرزش، تکان، جنبش