رنجه معنی انگلیسی bruise واژههای انگلیسی با این معنی troublous رنجه اور، پر زحمت، طاقت فرسا excruciate رنجه کردن، ازارکردن، شکنجه کردن fash ازردن.، رنجه، آزار irk خسته کردن، رنجه کردن، زحمت دادن vex ازردن، رنجاندن، رنجه دادن munchkin موجود خيالي انسان مانند و ريزه اندام و خوش، سرشت، کسي که کار بيهوده يا رنجه آور ميکند