ریشه معنی انگلیسی derivation fringe matchwood origin radical root واژههای انگلیسی با این معنی root ريشه، بيخ، بن rootlessness ريشه، بيخ، بن cama ريشه، توده ابرمانندي که هسته ستاره دنباله دار، رافراگرفته است fringe ريشه، منگله، حاشيه margined ريشه، منگله، حاشيه etymon ريشه، کلمه اصلي، کلمه جامد fimbria ريشه، پره square root ريشه، جذر harl ريشه، پر harle ريشه، پر depth of face ريشه expansion scab ريشه frange ريشه comate ريشه اي، ريشه دار، مودار fibreless بي ريشه، بي ليفه، بي تاروپود filamentous ريشه اي، ليف دار، ميله دار cognate هم ريشه، هم اصل، وابسته بهم rootless بي ريشه، بي اصل، بي اساس rhizomorphous ريشه اي، ريشه وار paronymous هم ريشه، مشتق rhizobium ريشه زي rhizocephalan ريشه سر rhizoctonia ريشه کش rhizogenic ريشه زا