زاینده معنی انگلیسی gen _ detergent fertile generator matrix motherly nascent واژههای انگلیسی با این معنی generator زاينده، زايا، توليدکننده proligerous زاينده، توليدکننده، پربار generative زايا، زاينده، مولد progenitive توليد کننده، زاينده، داراي نيروي توليد breeder rocket راکت سوخت ساز، راکت زاينده generating function تابع مولد، تابع زاينده . breeder reactor زايشگر، راکتور زاينده primiparous تازه زا، براي نخستين بار زاينده zoogenic بچه زا، بچه گذار، زاينده zoogenous بچه زا، بچه گذار، زاينده generatrix مولد، زايا، زاينده stolon رونده ساق، ساقه ي رونده، زاينده ستاک renascent تازه پيدا شده، تازه تولد شده، نو زاد