زده شده
معنی انگلیسی
cut
واژههای انگلیسی با این معنی
- stricken زده (شده)، دچار، مبتلا
- blushes خجالت زده شده
- highly seasoned پرادويه ادويه زده شده
- haberdine ماهي نمک زده وخشک شده .
- fungo (بيس بال) گوي زده شده با چوگان، (به ويژه براي تمرين)، چوگان باريک (براي ضربه زدن تمريني به گوي)
- backhanded با پشت دست نوشته شده (يا زده شده)، طعنه آميز، چپ
- biltong گوشت خرد کرده ونمک زده خشک شده در، افتاب.
- pastrami گوشت ادويه زده ودودي شده شانه گاو.
- right handed راست دست، با دست راست زده شده، راست
- electronic bulletin board يک سيستم کامپيوتري که ليستي از پيام هاي، تلفن زده شده مردم را نگهداري مي کند
- drysalter رنگ فروش، فروشنده موادشيميايي، فروشنده گوشت نمک زده وخشک شده
- sunbaked افتاب پخته، در افتاب خشک شده، حرارت افتاب ديده .
- maenad حوريان زيباي ملازم ديونيسوس، زنان باده گسار.، زن شوريده دل
- painted رنگ شده، رنگ زده، رنگ کرده
- light struck نور زده، نور ديده (درمورد شيشه يا فيلم عکاسي)، در اثر نور محو وتار شده .
- saleint بيرون امده، درحال جست وخيز (تصوير شده)، برجسته
- saleintiant بيرون امده، درحال جست وخيز (تصوير شده)، برجسته
- offscouring چيز تسويه شده، کثافت و اشغال بيرون انداخته .، آدم وا زده
- pencilled با مداد کشيده شده، مدادي، با مداد سايه زده
- mummies موميا، لاشه موميايي شده، مرده حنوط زده و خشکانده
- mummy موميا، لاشه موميايي شده، مرده حنوط زده و خشکانده
- hurried زود (انجام يافته)، شتابي، شتاب شده
- painty زياد رنگ زده، بد رنگ زده، رنگ نما
- naluster ستون کوچک گچ بري شده، دست انداز، ستون زده