زهوار معنی انگلیسی batten beading groove lace rim واژههای انگلیسی با این معنی coaming زهوار، ديواره دور دريچه ها (دريايي) copper strap زهوار مسي، نوار مسي، تسمه مسي rim دوره، زهوار، کناره rimless بي دوره، بي زهوار، بي کم batten down پوشاندن، زهوار گرفتن، آب بندي کردن worn out خسته و کوفته، زهوار در رفته، کهنه . hatch coaming ديواره دور دريچه، زهوار دور دريچه rhyme دوره دار کردن، زهوار گذاشتن (به)، لبه دار يا حاشيه دار کردن groove شيار، خياره، زهوار sleaze سستي، شل و ولي، زهوار در رفتگي lace بند کفش، بند پوتين، تور slimsy زود شکن وبدساخت، لاغر، باريک اندام