زود معنی انگلیسی double-quick early little quick presently soon swiftly واژههای انگلیسی با این معنی hey presto زود، برگرد، برگرد درنگ (فرمان شعبده باز) earliest زود، زودامده، نزديک early زود، زودامده، نزديک speedily زود، باشتاب، سريعا fleetly زود، بسرعت، بشتاب quickly زود، تند، بسرعت pronto زود، بي معطلي fleety زود، به سرعت freuqently زود زود، بارها، مکررا techy زود رنج، تند مزاج، ناراضي نما miffy زود رنج، زود پژمرده شدني pettish زود رنج، کج خلق testier زود رنج، کج خلق testiest زود رنج، کج خلق testy زود رنج، کج خلق rapid hardening زود سخت touchier زود رنج touchiest زود رنج touchily زود رنج touchy زود رنج peevishness زود رنجي، تندمزاجي، کج خلقي petulance زود رنجي، کج خلقي، تندي protervity زود رنجي، کج خلقي، تندي testiness زود رنجي، تند مزاجي