زیاد شدن معنی انگلیسی add augment expand heighten increase mount rev rise soar swell واژههای انگلیسی با این معنی overcrowd زياد انبوه شدن، زيادازدحام کردن solarize زياد در افتاب ماندن وخراب شدن، (زياد) افتاب دادن leukosis زياد شدن بافتهاي سازنده گويچه هاي سفيد. temperature gradient تغيير درجه حرارت با زياد شدن عمق آب دريا proliferate نمو کردن، زياد شدن، زودزادوولد کردن altitude sickness حال به هم خوردگي در اثر ارتفاع هواپيما، مرض ناشي از زياد شدن ارتفاع هواپيما، کسالت در اثر ارتفاع زياد warm gas thruster جت پيش راننده متشکل از گاز ذخيره شده با، فشار زياد که قبل از بيرون رانده شدن از، نازل گرم شود Mt بالا رفتن، سوار شدن، زياد شدن augment افزودن، زياد کردن، علاوه کردن aggrandise بزرگ کردن، افزودن، بزرگ شدن snowball گلوله برف، گلوله برف بازي، باگلوله برف زدن increase افزودن، زياد کردني، اضافه کردن escalate بالارفتن يا بردن، بالا گرفتن، فزوني يافتن burnout خاموش شدن، تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله ي، افت آزاد يابه مرحله ي دورافکني redouble دو چندان کردن، افزودن (بر)، زياد کردن tower برج، پناه گاه، قد کشيدن swelter از گرما بيحال شدن، خيس عرق شدن، زياد گرم بودن paraheliotropism موازي شدن برگ با پرتوافتاب براي نگرفتن، روشنايي زياد subtilize دقيق کردن، لطيف کردن، باريک شدن