سر زنده معنی انگلیسی animated frisky jaunty واژههای انگلیسی با این معنی full of life باروح، سر زنده، پر جمعيت life full باروح، سر زنده، روح بخش spirituelle خوش، با نشاط، بشاش lustier خوش بنيه، تندرست، قوي lustiest خوش بنيه، تندرست، قوي lusty خوش بنيه، تندرست، قوي reawaken تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن reintroduced تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن reinvigorated تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن renew تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن