سرخ معنی انگلیسی aflame blush cardinal damask florid red rose roseate rubicund ruddy واژههای انگلیسی با این معنی scarlet سرخ، شله اي، جامه سرخ erubescent سرخ، قرمز، سرخ شونده ازشرم rose red سرخ، گل سرخي، رنگ سرخ ponceau سرخ، اتشي، قرمز blushy سرخ، گلگون ablush سرخ، خجل، شرمنده blowzed سرخ رو، سرخ گونه، خشن blowsier سرخ رو، بي تربيت، خشن blowsiest سرخ رو، بي تربيت، خشن blowzier سرخ رو، بي تربيت، خشن blowziestblowsy سرخ رو، بي تربيت، خشن blowzy سرخ رو، بي تربيت، خشن red rose گل سرخ، گل سوري shaddock تو سرخ، بتاوي blush سرخ شدن، شرمنده شدن، خجالت کشيدن redheaded سرخ موي، سرخ گيسو، موسرخ blowsy سرخ روي، سرخ گونه، خشن rubicund سرخ فام، گلگون، مايل بقرمز red clay سرخ رست، خاک رس سرخرنگ oxide of iron خاک سرخ، زنگ آهن brown sugar شکر سرخ glede زغن سرخ laterite خاک سرخ polyantha گل سرخ.