سرشتن معنی انگلیسی blend brew compound mingle mix واژههای انگلیسی با این معنی ro rub up سرشتن، خمير کردن، پرداخت کردن admix آميختن، مخلوط يا قاطي کردن، سرشتن knead خميرکردن، ورزيدن، ورزدادن interweave با هم بافتن، درهم بافتن، با هم اميختن interwove با هم بافتن، درهم بافتن، با هم اميختن commixed آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن intermixed آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن mix آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن mixible آميختن، درهم آميختن، بهم آميختن