سعید معنی انگلیسی auspicious blessed fortunate glad happy holiday joyous prosperous واژههای انگلیسی با این معنی blessed مبارک، سعيد، خجسته fortunate خوش بخت، سعيد، مساعد jovial طرب انگيز، خوش گذران، عياش happier خوش، خوشحال، سرشاد happiest خوش، خوشحال، سرشاد happy خوش، خوشحال، سرشاد propitious مساعد، موافق، همراه benedict کسيکه بعدازمدتهاعزبي زن بگيرد، تازه داماد، نوداماد palmier نخلي، نخل مانند، پرنخل palmiest نخلي، نخل مانند، پرنخل palmy نخلي، نخل مانند، پرنخل joyous سروراميز، ناشياز خوشي، خوش luckier خوش بخت، خوش اقبال، اتفاقي luckiest خوش بخت، خوش اقبال، اتفاقي lucky خوش بخت، خوش اقبال، اتفاقي