سفید کردن معنی انگلیسی blanch bleach tin whiten واژههای انگلیسی با این معنی bleaching سفيد کردن، شستن، سفيد شدن whiten سفيد کردن، سفيد شدن acquit تبرئه کردن، رو سفيد کردن، آزاد کردن gallvanize لعاب دادن با فلز روي، سفيد کردن (آهن) chloride of lime گرد سفيد کني، گردمخصوص سفيد کردن پارچه . calcimine کلسيمين، با کلسيمين سفيد کردن يا پوشاندن chalk گل سفيد، تباشير، سفيد کردن bleach سفيد شدن بوسيله شستن با وسايل شيميايي، سفيدکردن، ماده اي که براي سفيد کردن(هرچيزي)بکار رود whitewash دوغاب، آهک، گچ water displacement زهکشي کردن، زهکشي، سيستم زهکشي مهمات blanch سفيدکردن، پوست کندن، رنگ پريده کردن