سنجاق
معنی انگلیسی
clip
واژههای انگلیسی با این معنی
- pin سنجاق، ميخ، ميخ چوبي
- hairpin سنجاق مو، موگير
- pinhead نوک سنجاق، چيز خرد، چيزريز
- stuck with pins سنجاق زده
- battle pin سنجاق نقشه، (براي نشان دادن محل ناو در دريا)
- breastpin سنجاق سينه، سنجاق کراوات يا يقه
- brooch سنجاق سينه، گل سينه
- safety pin سنجاق قفلي
- safety-pin سنجاق قفلي
- tiepin سنجاق کراوات، سنجاق مدال وزينت الات زنانه .
- breast-pin سنجاق کراوات
- scatter pin سنجاق سينه .
- stickpin سنجاق کراوات.، سنجاق يقه
- scarfpin سنجاق کراوات.
- pinprick خليدن با نوک سنجاق، رنجانيدن.، ناراحتي فرعي
- barrette نوعي سنجاق سر زنانه، پنس مو.
- scarf pin سنجاق يا گيره کراوات
- scarf-pin سنجاق يا گيره کراوات
- unpin ميخ يا سنجاق را در اوردن.
- bodkin بند کش، سنجاق گيس، ميل
- head pin سرسنجاق، سنجاق سر.
- brochette سيخ ياميل کوچک، سنجاق يا گل سينه کوچک.
- pinhole سوراخ کردن براي گوشي ياز، سوراخي که ازفرو کردن سنجاق درچيزي پديدايد
- pincushion جاسنجاقي، بالشتک، سنجاقگير