سواره نظام
معنی انگلیسی
hussar lance lancer
واژههای انگلیسی با این معنی
- dragoon سواره نظام، سربازسواره، بدست سوارسپردن
- cavalries سواره نظام
- cavalry سواره نظام
- cavalryman سواره نظام
- horse اسب سواره نظام، اسب شطرنج، خرک (در ورزش)
- standard پرچم سواره نظام، نمونه قانوني (سنگها و اندازه هاي)، ميزان
- cav مخفف: سواره نظام
- sabreur سوار در سواره نظام
- cornetcy پرچم داري سواره نظام
- light horse سواره نظام سبک اسلحه
- horse guards گارد مخصوص سواره نظام، گارد سوار، نگهبان سوار
- equites سواره نظام صاحب امتياز
- petronel يکجور تپانچه بزرگ که سواره نظام شده هاي 16 و، 17 بکار ميبردند
- dragonnades جوروجفا، بوسيله سواره نظام
- phylarch رئيس قبيله، فرمانده سواره نظام
- sabretache خرجين ياکيسه چرمي پهن که بکمر بند سرباز، سواره نظام اويخته است
- open ranks صف باز، گسترش باز در سواره نظام
- hussar سربازسواره نظام سبک اسلحه، (دراصل) سرباز سواره نظام مجارستاني
- horseman اسب سوار، سوار کار، سواره نظام.
- trooper اسوار، اسب سوار، اسب سواره نظام
- ironside مرد دلاور، مرد نيرومند، نام سواره نظام
- sabre شمشير، شوشکه، سرباز سواره نظام
- roughrider سوار کار ماهر اسبهاي چموش و وحشي.، کسي که در سفرهاي دشوار اسب سواري، ميکند
- foot infantry پياده، غير سواره، پياده نظام