سیلی معنی انگلیسی box buffet cuff smack whack واژههای انگلیسی با این معنی facer سيلي، سختي، مصيبت slap سيلي زدن (به)، طپانچه زدن (به)، با دست زدن به smacking (smacker) سيلي زننده، خوش طعم، دوست داشتني smacker (smacking) سيلي زننده، خوش طعم، دوست داشتني skelpit ضربت، چابک، سيلي flip تلنگر، ضربت سبک وناگهاني، اهسته (سيلي) زدن (به) box جعبه، قوطي، صندوق boxful جعبه، قوطي، صندوق