شاخه شاخه کردن معنی انگلیسی ramify واژههای انگلیسی با این معنی disbranch بي شاخه کردن pleach بهم بافتن، با شاخه هاي بافته درست کردن branch شاخه، شاخ، فرع pollard جانور بي شاخ، گاوگوسفندوبز بي شاخ، درخت هرس کرده prong چنگال، شانه، شاخه bch مخفف: bunch، خوشه، شاخه bunch خوشه، شاخه، دسته truncate بي سر کردن (تن)، شاخه زدن، ناقص کردن twing شاخه کوچک، ترکه، فهميدن