شام
معنی انگلیسی
dinner meat supper
واژههای انگلیسی با این معنی
- evening شام، غروب، مغرب
- shawm شام
- supper شام
- sup شام خوردن، قاشق قاشق خوردن، جرعه جرعه نوشيدن
- Hesperus ستاره شام، ناهيد، زهره
- vesper ستاره شام، ناهيد، زهره
- evening of life شام زندگي، شام عمر
- lord's supper شام خداوند، شام واپسين (يعني شامي که عيسي قبل از، دستگيري ومصلوب شدنش باحواريون خود صرف
- night of ignorance شام ناداني، شام جهل
- barmecide دعوت بي شام، مهماني دروغين، سخاوت يا مهماننوازي ظاهري
- dinner is served شام حاضراست
- grace cup گيلاس مشروب پس از شام، گيلاس خداحافظي.
- battels هزينه (شام وناهار) کالج
- evening dress لباس ويژه شام يامهماني شب
- last supper اخرين شام حضرت عيسي باحواريون خود.
- diner-out کسيکه بيشتراوقات شام وناهارخودرابيرون، ازخانه ميخورد
- cenacle اتاقي که حضرت عيسي و حواريون در آن شام، آخر را خوردند .، دار و دسته
- nightfall شبانگاه، شام، آفتاب غروب
- dinner ناهار، شام، سفره مفصل
- Damascus دمشق، شام
- Seder عيد صادر، شام صادر
- dine ناهارخوردن، شام خوردن، شام دادن
- dinner-set لوازم سفره، لوازم وظروف شام ياناهار
- twilight بين الطلوعين، هواي گرگ و ميش، (در بامداد) فلق